کوچه های بی غبار.......

...سر بر آستانه لبهایت می نهم ....
تا دیگر دل آزردگیت را در حجم سکوت تفسیر نکند
از واژه های مهربان شکوفهای باز کن
در
وسعت این کویر بیصدا
......و از نگاههایت
سایه بانی
بر بام این بزم متروک بیاویز
با پیش در آمدی از صدای آرام قدمهایت
چنگی بزن
بر آخرین رشته تنهائیم....
و آهنگ یکنواخت نفس های سو خته ام را
سروده تصنیفی پر شور
در دستگاه عشق کن
تا تکراری بیهوده در گوشه غم است
به دنبال جای پاهای قلمم
به
کو.چه های بی غبار شعر بیا

و بر این دیواره های کاغذی
تصویر روشن خاطره هایت را
به قدمت تمامی شبهای ییلدائیم
به تماشا بنشین
و اینگونه
ایمان به ندامت مرطوبم بیاور
و باور کن مردی را
که سر بر آستانه لبهایت می نهد....
تا دیگر دل آزردگیت را در حجم سکوت تفسیر نکند
و
از واژه های مهربان شکوفه ای باز کن....

/ 5 نظر / 11 بازدید
ماهان

سرشار از احساس و بسیار بسیار شاعرانه به ماهم سر بزن ماهان

سهراب

سوزناک تر از این من که نخونده بوتم لینک شما رو چسبوندم به پیوندها

سفیر ترکیه

وبلاگ قشنگی داری حظ کردم اهل مهابادی؟؟؟

سرد

فریدون اسرایی آهنگ(تو را بخشیدم)

سرد

رو بخشیدم به دریا ، تو رو بخشیدم به مهتاب به سلامت نازنینم ، تو رو می سپارم به آفتاب دیگه با تو نمی رقصم ، دیگه با تو نمی خندم به خدا تا ته دنیا ، به کسی دل نمی بندم تو رو (تو رو) بخشیدم به دریا ، تو رو (تو رو) بخشیدم به مهتاب تو رو بخشیدم به دریا شب بارونی چشمات ، زخماتو یادم میاره نگاه کن از پشت شیشه ، داره باز بارون می باره (می باره) گریه کن مثل بهاران ، میوه کن مثل تابستون اسم پاییز رو نیار و برفی شو مثل زمستون تو رو (تو رو) بخشیدم به دریا تو رو بخشیدم ، تو رو (تو رو) بخشیدم به دریا خودتو از نو بنا کن ، به کس دیگه نگاه کن دیگه فکر من نباش و تا سحر خدا خدا کن خودتو از نو بنا کن ، به کس دیگه نگاه کن دیگه فکر من نباش و تا سحر خدا خدا کن تا سحر خدا خدا کن (تا سحر خدا خدا کن) تو رو بخشیدم به دریا