سکوت سرد

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...

فراموشی
ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱۱  کلمات کلیدی:

 گفتم ای ساده دل ساده فراموشش کن 

تا کجا چشم بدین جاده فراموشش کن 

دست بردار ار او خاطره بازی کافی ست 

فرض کن گل نفرستاده فراموشش کن 

مردمان نگهش قله نشینند هنوز 

دل که در دره نیفتاده فراموشش کن 

گفتم این تکه غزل را بفرستم نزدش 

دل ولی گفت نشو ساده فراموشش کن 

به شما برنخورد پای غزل بود و شکست 

اتفاقی است که افتاده فراموشش کن