سکوت سرد

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای میخواند...

کوچه های بی غبار.......
ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٥/۱٤  کلمات کلیدی: محمدسلیم عباسی ، سیروان رایانه ، مهاباد ، عاشقانه ها

...سر بر آستانه لبهایت می نهم ....
تا دیگر دل آزردگیت را در حجم سکوت تفسیر نکند
از واژه های مهربان شکوفهای باز کن
در
وسعت این کویر بیصدا
......و از نگاههایت
سایه بانی
بر بام این بزم متروک بیاویز
با پیش در آمدی از صدای آرام قدمهایت
چنگی بزن
بر آخرین رشته تنهائیم....
و آهنگ یکنواخت نفس های سو خته ام را
سروده تصنیفی پر شور
در دستگاه عشق کن
تا تکراری بیهوده در گوشه غم است
به دنبال جای پاهای قلمم
به
کو.چه های بی غبار شعر بیا

و بر این دیواره های کاغذی
تصویر روشن خاطره هایت را
به قدمت تمامی شبهای ییلدائیم
به تماشا بنشین
و اینگونه
ایمان به ندامت مرطوبم بیاور
و باور کن مردی را
که سر بر آستانه لبهایت می نهد....
تا دیگر دل آزردگیت را در حجم سکوت تفسیر نکند
و
از واژه های مهربان شکوفه ای باز کن....